Jarome Iginla تالار مشاهیر جدید هاکی به چیزی که می توانست باشد توجهی نمی کند


تورنتو – از Jarome Iginla پرسیده شد که آیا در جلوی تالار بزرگ هاکی مشاهیر هاکی ایستاده بود و حلقه موردعلاقه‌ای را که به تازگی ارائه کرده بود در دست داشت.

یک جام استنلی یا جام هارت که هر دو با کمترین حاشیه از بین انگشتانش لغزید.

به همان اندازه که سوال در مورد تنها دو موردی که یکی از بزرگترین پاور فورواردهای بازی از آنها طفره رفته بود، عجیب بود، اما نوع پاسخی را ایجاد کرد که همانقدر درباره مرد صحبت می کرد که آمارهای پر زرق و برق او.

ایگینلا که احتمالاً در زیر ماسک تالار مشاهیر ارائه شده، پوزخند کلاس جهانی خود را به تصویر می کشد، گفت: «نه، این ورزش است.

من (دزدیده نشدم). با هارت تروفی، دوست داشتم آن را ببرم. این یک نظر است. وقتی دیدم که چقدر نزدیک است، که مساوی شده ام (با برنده خوزه تئودور، در 2001-2002)، هنوز از حضور در آنجا هیجان زده بودم. چه افتخاری

بدیهی است که جام استنلی بیشتر آسیب دیده است. این یک نیش بود.»

اهالی کلگری در طول سال‌ها از واژه‌های رنگارنگ بیشتری برای توصیف گل مارتین گلیناس استفاده کرده‌اند که می‌توانست جام استنلی را در سال 2004 مُهر کند – نزدیک‌ترین ایجینلا یا هر کسی که احتمالاً بدون بالا بردن آن می‌توانست به دست آورد.

متأسفانه، با تکنولوژی ویدئو و قوانین به چالش کشیدن بسیار متفاوت از آنچه اکنون هستند، بازی ادامه یافت، در اواخر بازی 6 که در نهایت توسط تامپا بی برنده شد.

جالب بود که ایگینلا در آستانه معرفی تالار مشاهیر خود، برای اولین بار فاش کرد که در مورد نحوه انجام تغییر مسیر دروازه – ذخیره شده روی یا پشت خط دروازه توسط نیکولای خابیبولین – فکر دومی دارد.

کاپیتان دیرینه Flames در آن شب، گفت: “این احتمالاً چیزی است که من را بیشتر از همه در مورد آن آزار می دهد.”

“این یک دو به یک بود، و یک پاس در عرض، و من مانند، “اوه، نزدیک بود.” اما در آن زمان باید توجه داور را قبل از افتادن پوک جلب می کردید. خیلی سریع اتفاق افتاد فقط ای کاش می‌بودم، مثلاً «بررسی کن، بررسی کن».

او چیزی نگفت و بازی ادامه پیدا کرد، تا اینکه به نظر می رسید یک زاویه در پخش NBC نشان می دهد که از مرز عبور کرده است. یا اینطوری بحث پیش میره.

در هر صورت، این کار را به یکی از باکلاس ترین مردان بازی بسپارید تا به او اشاره کند که چقدر احمق است که در چنین شکستی فکر کند، زمانی که او از ثروت بسیار خوبی بهره مند شده بود.

مردی که 525 گل و 1095 امتیاز به‌عنوان یک شعله به ثمر رساند، می‌گوید: «بازی کردن تا 39 سالگی و بازی در تیم کانادا با بازیکنانی مانند یزرمن، لمیو، ساکیچ، کراسبی… خیلی جالب بود. پیتسبورگ، بوستون، کلرادو و لس آنجلس با 625 گل و 675 پاس منجر به 1300 امتیاز به پایان رسید.

بنابراین، من اصلاً احساس نمی‌کنم که از من دزدی شده باشد. من هرگز اینطور فکر نمی کنم.

مطمئنم اگر به وقت اضافه در سال 2010 (در بازی‌های ونکوور) فکر کنید، این یک شوت خوب و بازی کرازبی است، اما اگر این جهش به سمت دیگری پیش برود، (شاید) ما بازنده باشیم. این بخشی از ورزش و چیزی است که برای آن ثبت نام می کنید.

من در بازی‌ها و راه‌های مختلف جهش‌های خوبی داشتم و قهرمانی‌ها را به دست آوردیم. جام های یادبود و جوانان جهان.

“من مجبور شدم دوباره دستکش هایم را مثل 10 سالگی به هوا پرتاب کنم. چیزهای زیادی وجود دارد که باید در مورد آنها فکر کرد و از آنها تشکر کرد، و آن ورزش است. من همیشه می‌گفتم: «هر چه بیشتر در صف باشد، سرگرم‌کننده‌تر است».

مکث کرد و شانه هایش را بالا انداخت.

او گفت: «اما همیشه مطابق میل شما پیش نمی رود.

«دنیای وسیع ورزش، «عذاب شکست و هیجان پیروزی» چیست؟

من هیجانات منظم زیادی داشتم، و متأسفانه، تعدادی از آنها (باخت). اما این چیزی است که باعث می شود قدر همه چیزهایی را که داشتم بدانم.»

وقتی بزرگ شد، چیز زیادی نداشت، و همین هم باعث می‌شود داستان موفقیت او بسیار درخشان باشد.

پدربزرگش که توسط یک مادر مجرد در سنت آلبرتا، آلبرتا بزرگ شد، او را به هر بازی هاکی و بیسبال که در غرب کانادا داشت می برد.

پدربزرگ با پرداخت 2 دلار برای هر گل، 1 دلار برای هر پاس گل و 100 دلار پول نقد برای هر هت تریک پس از رسیدن به کاملوپس بلیزرز، به تقویت رقابتی کمک کرد که باعث شد قدرت گلزنی ایگینلا به بیش از 91 میلیون دلار درآمد حرفه ای تبدیل شود.

همچنین شماره 12 او را در کلگری به قایق‌ها رساند، جایی که اکنون در جایگاهی برابر با لنی مک‌دونالد افسانه‌ای به عنوان نماد محلی می‌نشیند.

او می‌توانست از خبرنگار مونترال شکایت کند که او را از رای گیری هارت کنار گذاشت تا تئودور را به دست آورد، اما این کاری نیست که رهبران انجام می‌دهند.

در حالی که هواداران در حالی که او سخنرانی بازنشستگی پیراهنش را انجام می داد، شعار می دادند: “در بود – بود”.

گل احتمالاً باید برای تکمیل اودیسه پلی آف 2004 او محسوب می شد که در آن او با به ثمر رساندن گل های بزرگ و جنگیدن در هر دور، تیم را بر روی پشت خود حمل کرد.

اما باز هم زندگی در ورزش چنین است.

پشیمان نیست

مصدومیت Simon Gagne در اولین روز کمپ تابستانی المپیک در سال 2002 در را برای ایگینلا باز کرد تا از وین گرتزکی دعوت نامه دریافت کند تا با تجهیزات خود از ادمونتون پایین بیاید و با تیمی که در نهایت ساخته بود اسکیت کند.

چرخشی اتفاقی که او از آن بهره برد.

او به یاد می آورد که در اوایل تورنمنت، زمانی که اوضاع برای کانادا بد باز شد، فکر می کرد که هزاران دلاری که برای پیراهن های المپیک سوغاتی برای دوستانش خرج کرده بود، هدر دادن پول است.

او با خنده گفت: “هیچکس اینها را نخواهد”.

چند بار بعد و حدس بزنید، پیراهن المپیک او اکنون در تالار مشاهیر آویزان است.

همانطور که او اشاره می کند، یکی از گل های او در آن تورنمنت یک اینچ یا بیشتر از خط گذشت.

یک پرش.

نتیجه: 50 سال خشکسالی المپیک … تمام شد.

هشت سال بعد، او برای گلدن گل در بازی‌های المپیک زمستانی 2010 ونکوور به سید رسید.

ایگینلا گفت: “این یکی از آن لحظاتی بود که در آن به راه درست ختم می شود.”

“همانطوری که بزرگ شدی و در رویاهایت تمام می شود.”

اما روز جمعه، با پنج نفر دیگر که در عبادتگاه نهایی هاکی در کنارش بودند، از وحشی‌ترین رویاهایی که یک مرد جوان می‌توانست در حالی که در زمین بازی در فضای باز با اسکیت‌های لوله‌ای نامناسب به سر می‌برد، فراتر رود.

ایگینلا، برنده جایزه Art Ross و اولین کانادایی که برنده جایزه Rocket Richard Trophy شده است، می گوید: «من یک بار در اوایل دهه 20م اینجا (در تالار مشاهیر) بودم و حتی فکر نمی کردم دوباره به این شکل اینجا باشم.

من فقط امیدوار بودم که به لیگ بروم و به نوعی در لیگ بمانم.

به شما نشان می دهد که چند پرش، و پشتکار زیاد، چه کاری می تواند برای یک فرد انجام دهد.